محمد خزائلى
205
شرح بوستان ( فارسى )
باب سوم در عشق و مستى و شور خوشا وقت شوريدگان غمش ( 1 ) ، * اگر زخم بينند و گر مرهمش گدايانى از پادشاهى نفور ( 2 ) ، * به اميدش اندر گدايى صبور دمادم شراب الم دركشند * وگر تلخ بينند ، دم دركشند ( 3 ) بلاى خمار است ( 4 ) در عيش مل * سلحدار خار است با شاه گل نه تلخ ، است صبرى كه بر ياد اوست * كه تلخى شكر باشد از دست دوست